ترجمه شده بود. هيماي دوم مايوركايي و پاپ يوحناي بيست و يكم در سال 1276، به‌ درخواست او در ميرامار يك مدرسه‌ٴ عربي تأسيس كردند. (پس از آن مدارس عربي ديگري در 1281، در بلنسيه و در 1291، در شاتبه تأسيس شد). او ضمن تقاضانامه‌اي از شوراي وين‌(1311)، خواست تا مدارس شرقي در شهرهاي مختلف ايجاد شود و شورا تصميم گرفت پنج‌ مدرسه از اين نوع در رم‌، بولونيا، پاريس‌، آكسفورد، و سالامانكا به وجود آورد. با توجه به‌ مساعي او در زمينه‌ٴ بهبود و ترويج آموزش عربي و آثار خود او بدان زبان‌، رامون لول را بحق‌ بايد بنيانگذار خاورشناسي غربي شمرد.
دومينيكي ديگري كه اطلاعاتش در زبان عربي چشمگير بود ريكولدو دي مونته كروچه نام‌ داشت و مي‌گويند بدان زبان در تبريز موعظه كرد (البته سخن گفتن به عربي يك چيز است‌، و نوشتن چيز ديگر؛ از آن رو رامون لول را تحسين كرده‌ام كه در هر دو، دست داشت‌). ريكولدو هم‌ مانند پدرو پاسكال معلومات خود را صرف نوشتن رساله‌اي در رد اسلام كرد. اين رساله‌ موفقيت فراواني يافت و به يوناني و از يوناني به لاتيني و سرانجام‌، توسط مارتين لوتر از لاتيني‌ به آلماني ترجمه شد!
تنها شرق‌شناس غربي در خارج از اسپانيا و ايتاليا راجر بيكن بود، ولي معلومات او از زبان عربي اندك و سطحي بود. با اين همه‌، اهميت مطالعه‌ٴ آن و ارتباط عربي را با كلداني و عبري دريافت‌.
اكنون‌، بهتر است به مطالعه‌ٴ زبان عربي توسط عربي‌زبانان بپردازيم‌. صفي‌الدين‌، صاحب‌نظر بزرگ موسيقي‌، رساله‌اي درباره‌ٴ عروض و معاني و بيان نوشت‌. علاقه‌ٴ او به فن عروض كاملاً طبيعي بود، چون در اسلام شعر و موسيقي با يك‌ديگر ارتباط نزديكي دارد. شعر خود را به‌ صورت موزون مي‌سرايد و همين مطلب در مورد نخستين شعراي اروپاي باختري هم صادق‌ است‌، و احتمالاً ترانه‌هاي آنان متأثر از سرمشق‌هاي عربي بود. مسلماً در مورد منظومه‌ٴ سانتامارياي آلفونسوي فرزانه نيز چنين است كه ترانه‌هاي آن در دست است‌.
بي‌شك بزرگترين اثر زبان‌شناسي اين عصر را، ابن منظور مصري تأليف كرد، منظورم‌ واژه‌نامه‌ٴ عربي مفصل او به نام لسان‌العرب است‌. براي نشان دادن اهميت آن كافي است گفته شود كه هيچ زباني ــ و مسلماً هيچ زبان غربي ــ در آن زمان‌، و تا قرن‌ها بعد از آن‌، واژه‌نامه‌اي همتاي‌ لسان‌العرب نداشت‌. براي درك اين كه زبان‌شناسي لاتيني چقدر عقب‌تر از عربي بود بهتر است‌ رساله‌ٴ محقر بالبي به نام جامع و مجلدات عظيم لسان‌العرب را در كنار يك‌ديگر بگذاريم‌.1 بررسي‌


1. بيست مجلد بزرگ بالغ بر 9000 صفحه در چاپ بولاق‌، 1883 ـ 1891. نسخه‌اي كه در اختيار من است در ده مجلد صحافي شده و نيم متر از قفسه را اشغال كرده است‌.